نگاهی کوتاه بر «سونات پاییزی ۱۹۷۸» شاهکار جاودانه «اینگمار برگمن»

نگاهی کوتاه بر «سونات پاییزی ۱۹۷۸» شاهکار جاودانه «اینگمار برگمن»

(سونات به معنی فرمی از موسیقی که برای تک نوازی نوشته شده و از دو یا چهار موومان که همه در یک کلید اما از نظر درون مایه متفاوتند تصنیف می شود)

کارگردان: اینگمار برگمن

بازیگران : اینگرید برگمن (برنده ۳ اسکار) و لیو اولمان (نامزد ۲ اسکار و ۵ گلدن گلاب)

ژانر: درام 

فیلم برنده بهترین فیلم خارجی در گلدن گلاب ۱۹۷۹

همچنین نامزد اسکار بهترین بازیگر برای اینگیرید برگمن و بهترین فیلمنامه

«سونات پاییزی» تلفیقی شگفت انگیز از احساس اندوه و خشم با عشق است ...

تضاد غیر قابل وصف از یک تنفر عمیق از مهمترین شخص زندگیِ یک دختر یعنی مادرش!

بازی «لیو اولمان» به حدی تاثیر گذاراست که مخاطب تا پایان فیلم چشم از او بر نخواهد داشت و«اینگرید برگمن» در آخرین ماجراجویی اش مقابل دوربین وداعی به یاد ماندنی با سینما داشته (سونات پاییزی آخرین فیلم اینگرید برگمن بود).

لوکیشن ها، رنگ بندی ها، دیالوگ ها و از همه مهمتر کلوزآپ هایی که در سکانس های مختلف فیلم به کار رفته خیره کننده و پرمفهومند؛ برخی پلان ها حتی بدون دیالوگ هم پر از حرف هستند ...! 

«سونات پاییزی»  درامی روانشناختی است که بیش از ۴۰ سال پیش دست روی موضوعی گذاشته که امروزه در اقصی نقاط  دنیا  بسیار بیشتر از دهه هفتاد میلادی شاهد آن هستیم؛ یعنی «خانواده را فدای کار کردن»، آسیب های روحی و مخرب شدیدی که به بچه ها در اثر نبود والدین خصوصا مادر وارد می شود و تاثیر این آسیب ها در زندگی آینده آنها ...

براستی که سینمای برگمان زمان نمی شناسند و همیشه حرفی برای گفتن دارد ...

گزیده ای از دیالوگ های فلسفی فیلم

- انسان تصویر خداست و در آن همه چیز هست ... همه چیز در کنارهم وجود دارند ( خیر و شر)

- باید حقیقت های بیشماری وجود داشته باشد، نه فقط یک حقیقت که ما با حواس گنک خود درک می کنیم

بلکه انبوهی از حقیقت ها که در پیرامون و درون و بیرون ما حضور دارند

- اعتقاد به هر گونه محدودیت صرفا ناشی از ترس و تعصب است 

- حدی وجود ندارد نه برای افکار نه برای احساسات،

 اضطراب حدود را میسازد

۵
از ۵
۸ مشارکت کننده